مؤلف مجهول
62
تاريخ آل سلجوق در آناطولى ( فارسي )
آمذند روز چهارشنبه پنجم ماه محرم مستظهر درگاه آراسته كرد . ايشان را بار دآذ . خليفه تقرير « 1 » سلطنت را بسلطان محمّد دآذ . سلطان سنجر بخراسان بازگشت . محمّد از بغداد بيرون آمذ . چون بنهروان آمذ خبر دادند كه سلطان بركيارق از بيمارى برخاست با لشكر تمام مىآيد محمّد از آنجا بهمدان آمذ . سلطان بركيارق در پى آمذ . سه روز جنگ كردند . آخر وزيران در ميان افتادند صلح كردند . روز آذينه چهارم ربيع الاول سلطان عزم رى كرد . چون محمّد برى و از آنجا بقزوين [ رسيد ] . اميرانى [ را ] كه با وى بودند ، چون آيتكين ماهروى « 2 » ميل در چشم كشيد . ريسمان « 3 » بكى را گردن زد ، زيرا صلح از سبب ايشان شذه بوذ بازبرى آمذ . فرموذ كه باز بنام وى خطبه كردند . چون بركيارق شنيد لشكر گران آورد . بيرون رى جنگ كردند . محمّد شكسته شد . عزم اصفهان كرد . بركيارق در پى او آمذ اصفهان را حصار كرد ، از جمادى الاولى تا « 4 » آخر ذى الحجه سنه ست و تسعين و اربعمايه « 5 » سلطان از نقب « 6 » بدر آمذ . گريخت . بآذربايجان رفت . بركيارق در پى افتاذ . بدر خوى مصاف كردند . محمّد ديگر بار منهزم شذ . اندر ربيع الاول سنه ست و تسعين و اربعمايه ميان هر دو صلح كردند . قرار كردند كه شام و موصل و بلاد سيف الدوله ، سلطان محمّد را باشد و سلطنت ، بركيارق را باشد . اندر ثمان و تسعين و اربعمايه « 7 » قصد عراق كرد چون به وروگرد « 8 » رسيد بيمار شد پسر خويش [ گ 10 آ ] ملكشاه وليعهد كرد هنوز پنج سال بوذ با اميراياز « 9 » و اينانج يبغو سپرد . از دنيآ نقل كرد . اميراياز و ياقوت
--> ( 1 ) . اصل : تعزيز . ( 2 ) . محمّد بن ملكشاه وى را ميل كشيد . مستوفى ، تاريخ گزيده ، ص 443 . ( 3 ) . اصل : ريسمال . ( 4 ) . اصل : با . ( 5 ) . 496 . ( 6 ) . اصل : نعم . ( 7 ) . 498 . ( 8 ) . وروگرد : بروجرد . ( 9 ) . اياز ، اتابك ملكشاه پسر بركيارق بود . اياز و ايلغارى وى را در بغداد پادشاه اعلام كردند ولى چون محمّد عزم بغداد كرد اياز رأى داد كه مقاومت بىفايده است بنابراين سلطان محمّد بر تخت سلطنت قرار